به گزارش اطلاعات آنلاین، حمد بن جاسم در گفتگوی تفصیلی با شبکه الجزیره درباره موضوعهای مختلف سخن گفته است؛ از اینکه فضای سیاسی برای حمله به ایران فراهم بوده تا دلخوری ایرانیها از بطریها و جدی شدن ایده تشکیل ناتوی خلیج فارس. گزیده سخنان نخستوزیر پیشین قطر را میخوانید.
از مدتها قبل مشخص بود که جریان تندرو در اسرائیل به ویژه به رهبری بنیامین نتانیاهو دستور کاری برای اقدام نظامی علیه ایران دارد. آنها سالها تلاش کردند رؤسای جمهور مختلف آمریکا را برای حمله به ایران قانع کنند از کلینتون تا بوش و اوباما. هدفشان متوقف کردن برنامه هستهای ایران بود. به نظر من، نتانیاهو در نهایت موفق شد فضای سیاسی لازم را برای این اقدام فراهم کند.
دولت ترامپ نسبت به اسرائیل همدلی بیشتری داشت و نتانیاهو توانست این تصور را ایجاد کند که جنگ سریع خواهد بود و به تغییر نظام در ایران منجر میشود. همچنین اتفاقات ونزوئلا و برخی تحولات دیگر باعث شد ایده تغییر نظام در ایران برای برخی جذاب شود.
در اواخر دوران کلینتون، آمریکاییها پیامی درباره برنامه هستهای ایران دادند و ما این پیام را به تهران منتقل کردیم. آن زمان ایرانیها نگاه متفاوتی داشتند و حتی ما را متهم میکردند که موضع آمریکا را منتقل میکنیم. اما از همان زمان این پرونده در حال شکلگیری بود و اسرائیل هم راهبرد بلندمدتی برای آن طراحی کرده بود.
کشورهای خلیج (فارس) بیشترین آسیب را از این جنگ دیدند. چون ما در تصمیمگیری حضور نداشتیم، اما بیشترین هزینه را پرداخت کردیم. کشورهای خلیج فارس، اروپا و بسیاری از کشورهای آسیایی از این بحران آسیب دیدند. ایران هم به نظر من ضربه اول را جذب کرد و اکنون در مذاکرات دست بالاتر دارد. مهمتر اینکه برای نخستین بار شاهد بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز بودیم.
ایران طی سالها به مذاکرات فرسایشی عادت کرده بود. آنها همیشه مذاکره میکردند، اما بدون اینکه به نتیجه نهایی برسند. از نگاه ایران، برنامه هستهای یک موضوع حاکمیتی و امنیتی است و تصور میکنند این برنامه نوعی تضمین برای بقای آنهاست.
موفقیتهایی که ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن به دست آورد، به آنها اعتمادبهنفس زیادی داد. بخشی از این موفقیتها هم ناشی از ضعف یا کوتاهی دیگر بازیگران منطقه بود.
در نهایت ایران همسایه ماست. نمیتوان جغرافیا را تغییر داد. اما این به معنای نادیده گرفتن خسارتها نیست. کشورهای خلیج فارس آسیب جدی دیدند و افکار عمومی هم خشمگین است. با این حال، مسئولان باید آینده منطقه و نسلهای بعدی را در نظر بگیرند.
حملات ایران باعث شد کشورهای خلیج فارس اعتماد بیشتری به توان دفاعی خود پیدا کنند. همچنین روشن شد که نبود موضع واحد در شورای همکاری خلیج فارس یک ضعف جدی است و همین اختلافات به نتانیاهو امکان مانور داد.
اگر کشورهای خلیج فارس متحد باشند، همه بازیگران منطقهای و بینالمللی به آنها احترام میگذارند. خطر اصلی برای خلیج فارس اختلاف داخلی میان کشورهای منطقه است، نه صرفاً ایران یا آمریکا.
ایده ناتوی خلیجی بعد از این جنگ جدیتر شده است. اما این پروژه باید بر پایهای درست شکل بگیرد؛ با قوانین مشترک، احترام متقابل و ساختار تصمیمگیری برابر میان کشورها. حتی اگر ابتدا سه یا چهار کشور شروع کنند، بعداً دیگران هم میتوانند بپیوندند.
من با توافقهای موقت و ناقص مخالفم. این نوع توافقها فقط بحران را طولانی میکنند. راهحل بین ایران و آمریکا باید جامع باشد و همه مسائل، از پرونده هستهای تا تنگه هرمز را در بر بگیرد.
به نظر من بعد از جنگ، ایران از نظر سیاسی و نظامی قویتر خواهد شد، چون از این جنگ درس میگیرد. البته کشورهای خلیج فارس هم اگر از این بحران درس بگیرند، میتوانند قویتر شوند.
اسرائیل از نظر سیاسی در بلندمدت تضعیف خواهد شد، چون در اروپا و حتی آمریکا نگاهها نسبت به سیاستهای نتانیاهو تغییر کرده است. اما از نظر نظامی همچنان قدرت بالایی دارد، هرچند جنگ اخیر نشان داد فناوریهای ارزانقیمت مثل پهپادها میتوانند معادلات جنگ را تغییر دهند.